محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

10

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

2 / 2 حضرت شيخ قدس سره در شرح اين حديث گويد « 1 » : رحم نامى براى حقيقت طبيعت است و آن حقيقتى جامع بين كيفيات چهارگانه ( صفرا و سودا و خون و بلغم ) است ، يعنى آن عين هر يك از آنها است ولى هر كدام آنها از هر جهت همانند آن نيستند ، بلكه از بعضى وجوه‌اند « 2 » ، و پيوستن به آن به معنى شناخت منزلت و بزرگداشت مقام آن است ، چون اگر مزاج متحصل و برقرار از اركان و اصول آن ( رحم ) نباشد تعين روح انسانى ظاهر نمىشود و جمع بين علم به كليات و جزئيات ( براى روح انسانى ) كه بدان توسل به تحقق مرتبهء برزخيت كه محيط به احكام وجوب و امكان ؛ و ظهور به صورت حضرت ( حق ) و عالم است امكان‌پذير نمىباشد . و اما قطع كردن و بريدنش : به واسطه عيب كردن و ناچيز شمردن حق آن است ، زيرا هر كس كه حقش را ناچيز شمرد ؛ حق خداوند متعال را ناچيز شمرده و به آن‌چه خداوند از خواص قوا و آلات در آن به امانت گذارده است جاهل و بىخبر بوده است و بدان جهل ورزيده ، و اگر بلندى منزلتش نبود حق تعالى - در پايان حديث - نمىفرمود : هر كس به تو پيوند يافت من به او پيوند مىيابم . « 3 » 3 / 2 و از جمله عيب كردن آن : مذمت كردن حكماى متأخر است مر آن را و توصيف كردنشان به تيرگى و تاريكى و طلب رهايى از آن ، و اگر مىدانستند هر كمالى كه براى انسان - پس از جدائى از جهان طبيعت - حاصل مىشود ؛ آن كمال از نتايج و ثمرات مصاحبت روح است با مزاج طبيعى ، و حقيقتى كه مشاهدهء حق سبحان بر آن موقوف است ؛ و مشاهدهء حق تعالى براى تمام نيك‌بختان - آن چنان كه در شريعت بدان وعده داده شده است - پيش مىآيد ؛ چگونه جايز است كه آن را ( مانند حكماى متأخر ) عيب كرد ؟ اين سخن شيخ قدس سره است . 4 / 2 گويم : از موقوف بودن تعيّن روح انسانى بر تحصيل مزاج طبيعى - كه ظهور كمالاتش بر آن است - جهت مقدم داشتنش در حديث بر علم اديان دانسته مىشود .

--> ( 1 ) - يعنى در كتاب شرح حديث كه به نام شرح الاربعين حديثا معروف است و يكى از مصنفات حضرت شيخ است كه ما در مصنفات ايشان در مقدمه فكوك بيان داشته‌ايم . ( 2 ) - چون مرتبه‌اى از مراتب آن و وجهى از وجوه آن هستند . ( 3 ) - يعنى اگر علو و برترى مرتبه طبيعت نبود حق تعالى او را دوست نمىداشت ( چون در بعضى نسخ « لم يحبّها » است ) پس از آخر حديث استفاده مىشود كه حق تعالى او را دوست مىدارد .